به گزارش کردپرس، انتصاب تام باراک به عنوان چهره محوری دولت دونالد ترامپ در پروندههای سوریه و عراق، بحثهای تازه و حساسی را در فضای سیاسی و رسانهای اقلیم کردستان به راه انداخته است؛ بحثی که این بار نه فقط درباره آینده روابط اربیل و بغداد، بلکه درباره سرنوشت پیشمرگه و سلاحهای آن شکل گرفته است.
در روزهای اخیر، همزمان با افزایش گفتگوها درباره بازآرایی ساختار امنیتی عراق و فشارها برای ساماندهی نیروهای مسلح خارج از کنترل مستقیم دولت مرکزی، نام پیشمرگه نیز وارد این معادله شده است. برخی گزارشها و گمانهزنیها از احتمال ایجاد سازوکاری فدرال برای نظارت، ادغام یا کنترل بیشتر نیروهای پیشمرگه توسط بغداد سخن گفتهاند؛ مدلی که بعضی آن را با رابطه دولت عراق و حشدالشعبی مقایسه میکنند.
در چنین فضایی، مسعود بارزانی با صدور بیانیهای هشدار داد که پیشمرگه و سلاحهای آن نباید به موضوع معامله و چانهزنی سیاسی تبدیل شوند. او تأکید کرد که سلاح پیشمرگه صرفاً «قطعهای فلز» یا ابزار جنگ نیست، بلکه بخشی از تاریخ مبارزه، فداکاری و هویت ملی کردها به شمار میرود. این موضعگیری در واقع پاسخی مستقیم به نگرانیهایی بود که در اقلیم کردستان درباره احتمال افزایش نفوذ بغداد بر ساختار نظامی اقلیم شکل گرفته است.
بخش مهمی از این نگرانیها به نقش تازه تام باراک بازمیگردد. باراک پس از تحولات شمالشرق سوریه و عقبنشینی تدریجی حمایت آمریکا از پروژه خودگردانی کردهای سوریه، در نگاه بسیاری از کردها به نماد تغییر رویکرد واشنگتن تبدیل شده است؛ تغییری که بر تقویت دولتهای مرکزی، یکپارچهسازی ساختارهای امنیتی و کاهش نقش نیروهای مسلح محلی تکیه دارد.
در رسانهها و شبکههای اجتماعی کردی، برخی تحلیلگران هشدار دادهاند که همان منطقی که در سوریه به محدود شدن نفوذ نیروهای کردی منجر شد، ممکن است اکنون در عراق نیز دنبال شود؛ بهویژه از طریق فشار برای ادغام بیشتر پیشمرگه در ساختار امنیتی دولت مرکزی. همین مسئله باعث شده انتصاب باراک فراتر از یک تغییر دیپلماتیک عادی دیده شود و به موضوعی حساس در افکار عمومی اقلیم تبدیل گردد.
با این حال، بسیاری از ناظران معتقدند مقایسه اقلیم کردستان عراق با وضعیت کردهای سوریه دقیق نیست. اقلیم کردستان از دههها پیش دارای جایگاه حقوقی و سیاسی تثبیتشده بوده و ساختار خودگردانی آن، چه از نظر قانونی و چه از نظر جمعیتی و جغرافیایی، بسیار ریشهدارتر از تجربه شمالشرق سوریه است. با وجود این، نگرانی اصلی در اربیل نه فروپاشی خودمختاری، بلکه افزایش تدریجی فشارها برای محدود کردن استقلال نظامی اقلیم و انتقال کنترل پرونده پیشمرگه و سلاحهای آن به بغداد است.
در همین چارچوب، بیانیه بارزانی را میتوان تلاشی برای ترسیم خطوط قرمز اقلیم کردستان دانست؛ پیامی آشکار به بغداد و همچنین واشنگتن که پیشمرگه برای کردها تنها یک نیروی نظامی نیست، بلکه یکی از پایههای اصلی موجودیت سیاسی و تاریخی اقلیم به شمار میرود.
کردستان واچ

نظر شما